Если вы хотите повысить свои навыки продвижения, обязательно пройдите уроки ХРумер, чтобы эффективно использовать все возможности этих инструментов.
Начальным этапом обучения является освоение интерфейса XRumer и GSA ser.
Kategorie: Vilampath
Получите уникальную скидку с Винлаб первый заказ промокод и сделайте свой первый заказ еще выгоднее!
Каждый новичок может воспользоваться промокодом, который действует на первый заказ.
لب پلوان تان فریادم آمد
به یادم روزگار شادم آمد
سبیل بانه جوانی با غم هایش
که عشق و عاشق ده یادم آمد
فرشته جان
دو چشم تو دو مصراع یک غزل است
فرشته جان فرشته جان
نگاه تو بی مثل است
جوانی نشه ای جام لبانت
بهاران بستر و گل سایه بانت
به هر پیمانه میخواهی بنوشش
تمام خون عاشق نوش جانت
دو چشمت چلچراغ شام عاشق
نگاهت بستر آرام عاشق
سراپای وجود مهربانت
بهار آغاز بی انجام عاشق
زمین خاره را گندم بکارم
ترا روز درو با خود بیارم
به مویت خوشه ای گندم ببندم
به پایت قوده ای گندم گذارم
-F
خواب از چشمانم ربودی
ای بی وفا! بی وفا
قلب مرا تو شکستی
خودخواه بدخو چرا؟
I
زندگی بی تو بر من حرام است
ديگر ای آرزوی جوانی
چشم من کور اگر بعد از اين من
جز تو گيرم کسی را نشانی
I
عشق من پايمال فسون شد
ای فسون هوسها کجايی؟
ديگر آخر کجا شد؟ کجا شد؟
دوستی، عاشقی، آشنايی
C
-F
https://www.afghansonglyrics.com/Artist/Lyrics/51/Bazi-To-Kardi
-F
C-
الا ای پیک گل رخسار کابل الا ای کابلی رفتار کابل سلام ما ببر هر صبحگاهی به دور افتادگان شهر کابل
دلم بسیار تنگ است مسافر دارم اخر مده آزارم آخر به همرایم به جنگ است مسافر دارم آخر مده آزارم آخر
دلم با غم تفاهم کرده ای دوست هوای شهر و مردم کرده ای دوست از آن روزی که تو آواره گشتی لبانم خنده را گم کره ای دوست
بیابان لاله زد صحرا چمن کرد زمین سبزینه های تر به تن کرد نسیم صبح در خون میکشد تن مگر آواره یی یاد وطن کرد
-F
در خاطرم هوای تو استو تو نیستی
در کوچه انتظار تو استو تو نیستی
بیتو چی میکشد دل من از خدا بپورس
غمهای بیشمار تو استو تو نیستی
با هرکسی جفای تورا قصه میکنم
هرگوشه یادگار تو استو تو نیستی
C
C
D
D#
E
F
G
G#
A
B
C-
هر شب از سينه من تير بلا می گذرد
تو چه دانی که برين سينه چها می گذرد؟
دل، اگر سنگ بود طاقت آتش نبود
آنچه از غمزه او بر دل ما میگزره
عاشقان را همه عمر از پی نظاره تو
شب به زاری و سحرگه به دعا می گذرد
C
C
C#
E
F
G
G#
A#
C-
C#-
همسر سرو قدت نی در نيستان نشکند
ساغر عمرت ز گردشهای دوران نشکند
نسبت هر گل که با رخسار زيبايت رسد
تا قيامت رنگ آن گل در گلستان نشکند
لاله رويم را هوای سير گلشن در سر است
ای صبا هُشکن که آن زلف پريشان نشکند
از جفا و جورشان خيلی کمايی ديده ام
تا ابد بازار ناز نازنينان نشکند
گرمی بازار اين شيرين لبان از حد گذشت
رفته رفته قيمت لعل بدخشان نشکند
مختلف افتاده از بس رسم و اوضاع زمان
نيست منظور نظر هر کس که پيمان نشکند
کام دل حاصل نمودن از فلک آسان مگير
کی دهد حلوا به کس تا يک دو دندان نشکند
در ميان لای و گل خير است اگر نانم فتاد
بوتل تيلم درين شام غريبان نشکند
زين سر ره عشقری کی می رود جای دگر
تا سر خود زير پای خوبرويان نشکند
-F
دلم را عشق از هر سو گرفته
خیالم را گل خود رو گرفته
گهی دشتم گهی جنگل گهی رود
وجودم را سرا پا او گرفته
عاشق تنهایی شهرم
گریه ام دردم خرابم
در هوای نازنین ات
آتشم دودم کبابم
عزیزم سخت دلتنگم کجایی
سر پا حیله و جنگم کجایی
به همرای در و دیوار این خانه
مثال شیشه و سنگم کجایی
-F
چشم قشنگت به جانم شرر زد
یاد لبان تو خاکم به سر زد
ای آرزوی دل زار من
ای روشنی شب تار من
تا ترا دیده ام نقش تو در دلم
کی خیال تو گردد جدا از برم
تو گل عشق من تو اميدی دلم
من به وصلی تو سوزم عزيزی دلم
-F
لب پلوان تان فریادم آمد
به یادم روزگار شادم آمد
لب پلوان تان فریادم آمد
ده یادم روزگار شادم آمد
سبیل بانه جوانی با غم هایش
که عشق و عاشق ده یادم آمد
فرشته جان
دو چشم تو دو مصراع یک غزل است
فرشته جان فرشته جان
نگاه تو بی مثل است
فرشته جان فرشته جان
نگاه تو بی مثل است
جوانی نشه ای جام لبانت
بهاران بستر و گل سایه بانت
جوانی نشه ای جام لبانت
بهاران بستر و گل سایه بانت
به هر پیمانه میخواهی بنوشش
تمام خون عاشق نوش جانت
فرشته جان
دو چشم تو دو مصراع یک غزل است
فرشته جان فرشته جان
نگاه تو بی مثل است
فرشته جان فرشته جان
نگاه تو بی مثل است
دو چشمت چلچراغ شام عاشق
نگاهت بستر آرام عاشق
دو چشمت چلچراغ شام عاشق
نگاهت بستر آرام عاشق
سراپای وجود مهربانت
بهار آغاز بی انجام عاشق
فرشته جان
دو چشم تو دو مصراع یک غزل است
فرشته جان فرشته جان
نگاه تو بی مثل است
فرشته جان فرشته جان
نگاه تو بی مثل است
زمین خاره را گندم بکارم
ترا روز درو با خود بیارم
زمین خاره را گندم بکارم
ترا روز درو با خود بیارم
به مویت خوشه ای گندم ببندم
به پایت قوده ای گندم گذارم
فرشته جان فرشته جان
فرشته جان فرشته جان
فرشته جان فرشته جان
فرشته جان فرشته جان
فرشته جان فرشته جان
-F
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنا بیا
بیگانه نیستی که بگویم بیا بیا
بیگانه نیستی که بگویم بیا بیا
يک مو زيان به شوکت حسنت نمی رسد
يک مو زيان به شوکت حسنت نمی رسد
روزی سوی شکسته دلی بی نوا بیا
روزی سوی شکسته دلی بی نوا بیا
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنا بیا
بیگانه نیستی که بگویم بیا بیا
در زندگی نیامدی روزی به پرسشم
در زندگی نیامدی روزی به پرسشم
مُردم کنون به فاتحه ام بهر خدا بيا
مُردم کنون به فاتحه ام بهر خدا بيا
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنا بیا
بیگانه نیستی که بگویم بیا بیا
بیگانه نیستی که بگویم بیا بیا
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنا بیا